بسم اللّه

پیاده روی کربلا

‎11 Jan 2016

دوباره باز دلم هوایی شده بود انگار  داشتم برای یه پرواز اماده میشدم از سال قبل گذرنامه داشتم خدا خدا میکردم ویزا رو بردارن دلم میخواست فقط برم. توی کوچه پیمان رو دیدم از اون ادمایی بود که دلش میخواست همسفر این سفر باشه

هزار تا نذر الله اکبر کرده بودم تا امسال بتونم برم اخه دلم بد جور هوایی شده بود .با پیمان قرار مدارها رو گذاشتیم

خلاصه دیدیم خبری از حذف کردن ویزاها نشد  یه پولی دادییم وبه هر سختی بود ویزای ما اومد ولی چه اومدنی انگار کوه کنده بود دولت عراق برای دادنش .خلاصه سفرهای افطار برام خیلی قشنگ بود این سفر هم رنگ بوی سفر های افطار رو داشت واسم پرواز به سمت قبله دلها شرو ع شده بود هر نفسی که میزدم انگار به وجودم اضافه میشد توی مسیر پیاده روی ادمایی بودن که جنس های وجودشون از جنس ادمایی که میشناختم نبود نزدیک حرم اقا که شدیم یه روحانی یه دوربین داشت دستش

یه دوربینی که  حرم امامر ضا رو توش به صورت سه بعدی نشون میداد دیدم از دور یه جوونی داره میاد عراقی بود یه سیگارم کنج لبش بود

روحانی که این جوون رو دیددوربین رو گذاشت جلو صورتش انگار عوض شد این جوون گویا حرم امام رضا نرفته بود منقلب شد زانو زد وشروع به گریه کردن کرد انگار اقا رو میدید از ته قلبم به حالش غبطه خوردم با خودم عهد کردم بعد برگشتم از سفر کربلا یه دل سیر برم مشهد وزیارت کنم اقای اما رضا رو .اخ که چه حالی میداد کربلا اخ که چه بی قراری داشتم برای مشهد

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا


معلومات الاثر
general.info-qr
العنوانپیاده روی کربلا
المؤلفمرتضی براتی لطف
المشارکة فی1394/10/21
general.info-tags #پیاده_روی_اربعین #طریق_الحسین

ألآراء